
در چند روز اخير وبلاگي به وجود اومده با نام ايسنا كه براي دوستان پارسي بلاگ و دفتر توسعه وبلاگ ديني و مرحوم حسن نظري كمي حاشيه ساز شده .
نويسنده وبلاگ ، شخصي با نام حروفچين مي باشد كه عكس يه خانم خوشگل !!! رو به جاي عكس خودش قالب كرده .
عكس نويسنده را كه مي بينم ناخود آگاه ياد مرحوم خانم اطوار بهجت خبرنگار خبرگزاري العربيه مي افتم . شباهت عجيبي به هم دارند . حتي عكس هايي كه گرفتن .

خبرنگاري كه اگه اشتباه نكنم بعد از قضيه انفجار سامرا ، از دوبي به سامرا رفت و در خشونت ها و درگيري هاي بعد از انفجار كشته شد . يكسال پيش !!!
با خودم فكر مي كنم شايد چون شبكه العربيه از ايسنا معتبرتر هست ، خبرگزاري العربيه خبرنگارانش رو پس از مرگ به خبرگزاري ايسنا مي فرسته .
با خانم آريايي مدير بخش وبلاگ هاي ايسنا تماس مي گيرم . ازش چند و چون اين خبرنگار را مي پرسيم . در جريان قضايا و وجود اين وبلاگ نيست . مي گه نه همچين وبلاگي و نه همچين خبرنگاري داريم . مي فهمم كه فكرم اشتباه بوده . يعني خب مشخص بود كه اشتباه بوده اما خواستم به خانم آريايي بگم از نام خبرگزاري ايسنا داره سو استفاده مي شه . به هر حال خانم آريايي قول پيگيري هاي لازم را در مورد اين اقدام مشكوك مي ده .
با خودم فكر مي كنم پس قطعا از تروريست هاي پرشين بلاگه . همه ميدونن كه پرشين بلاگ چشم ديدن رقباش رو نداره و به هر ترتيبي هست همه رو سر به نيست مي كنه . به دكتر بوترابي مدير پرشين بلاگ پي ام ميدم .
آخه يه خبرنگار بايد اينقدر بي كار باشه كه يه وبلاگ جديد بزنه و گير بده به يه وبلاگ نويس مرحوم و به كارهايي كه دوستانش پس از فوتش براش انجام دادن ؟ خب دوستاش واسش ختم قرآن و صلوات و نماز قضا گرفتن ، هيچ كسي كه بي گناه و معصوم نيست . مگه اشكالي داره ؟
چي شده ؟ كدوم وبلاگ ؟
لينكش رو مي فرستم براي دكتر .
وبلاگش رو تا حالا نديده بودم . جديده انگار . مي خونم مطالبش رو براش نظر مي ذارم .
يادم مياد كه خود دكتر بوترابي در مراسم تشيع جنازه شركت كرده بود ، تازه در مراسم شب عيد غدير باشگاه فنز پرشين بلاگ هم كه كسي حسن رو نمي شناخت يك برنامه براش اجرا شد و متن غمناكي براي يادبودش خوانده شد . انگار كار تروريست هاي پرشين بلاگ هم نبوده ، وگرنه من و دكتر كه تعارف نداريم . يه بار مي شينم مطالبش رو دقيق مي خونم . چند تا از نكاتي كه در وبلاگ هست ، منم با وجود نزديكي با حسن نظري و دفتر توسعه و پارسي بلاگ و پرشين بلاگ ، خبر ندارم .
اي كاش نام وبلاگش رو ميذاشت يك خبرنگار بيكار . قبلا كه گاهي نقدي بر وبلاگ طلاب مي نوشتم يكي دو هفته روي وبلاگ كار مي كردم و اخرش يه نقد كلي مي نوشتم . نوشته اين خبرنگار نشون ميده كه مدت هاست بر روي وبلاگ كار كرده و در جريان تمام نوشته ها و كامنت هاي مرحوم نظري هست . حتي در جريان برخي بحث هايي كه بين وبلاگ نويسان ديگه و مرحوم نظري بوده . من با اين همه سابقه وبلاگي در جريان بحث بين آبدارچي رسانيك و مرحوم نظري نبودم اصلا .
با خودم فكر مي كنم كار بايد كار سيا باشه . اونا از نظر اطلاعاتي خيلي قوي هستن . قطعا وقتي براي كسي فوت يك وبلاگ نويس اونقدر مهمه كه حاضره در مراسم تشييع جنازه كه دوست و دشمن در عزا هستند ، با پدر ، مادر و خواهر،برادر وبلاگ نويس در مورد علت مرگ مصاحبه كنه ، يا مثلا بره شيراز و خدمت پزشكي قانوني عزيز برسه و از چند و چون سكته مغزي سوال كنه ، بايد هم دل سنگي داشته باشه و هم بودجه خوبي به دستش رسيده باشه .
اين وبلاگ رو تازه امروز ديدم . به راحتي با كنار هم گذاشتن چند نكته مي شه فهميد اين وبلاگ كار چه شخصي هست . شخصي كه نه تنها خبرنگار نيست بلكه از دوستان هم هست .
باشد كه هدايت شود .
راستي لينك خبر كه بي بي سي در مورد خبرنگار جديد ايسنا زده !!! ببخشيد خبرنگار العربيه
این هم مطلب خبرنگار و کامنت های بی پاسخی که براش گذاشته شده
